تعریف سکولاریزم

سکولازیم (saecularism) در فرهنگ غرب در معانی مختلفی از قبیل: «جدا انگاری دین و دنیا»، «غیر مقدس و غیر روحانی» ، «عقلانیت» و «نوگرایی و مدرنیسم» به کار می‌رود. واژه ی لاتینی آن، یعنی سکولوم (saeculum) ـ چنانکه وایتسکر گفته ـ به معنای قرن و سده است. سکولوم در زبان کلاسیک مسیحیت نقطه مقابل ابدیت و جاودانگی الوهیت٬ یعنی زمان حاضر است که در آن به سر می‌بریم و در اصطلاح به معنای هر چیزی است که به این جهان تعلق دارد و به همان اندازه و به طور غیرمستقیم از خداوند و الوهیت دور است.۱

واژه ژرمنی آن٬ یعنی (weltich) که به معنای «این جهانی» است، ناظر به دنیای کنونی و مسائل مربوط به آن است.

سکولاریزم از دو جهت  و منظر قابل بررسی و شناخت است:

منظر اول مربوط به مبدأ و زمان استعمال لفظ سکولار بوده و منظر دوم مربوط به خاستگاه و پایایی تئوری سکولاریزم و پیامدهای آن است به این که در کدام عصر و دوره این ایده شکل گرفت؟ و علل و انگیزه‌های آن چه بود؟ و...

در منظر اول به این مسئله می‌پردازیم که قدر متقن این است که در وضع و استعمال کلمه سکولار سخنی از غیر مقدس، عقلانیت، حاشیه بردن و خصوصی کردن دین مطرح نبود، بلکه سکولار به جریان و پروسه‌ای اطلاق می‌شد که در تحقق آن کلیسا بخشی از ثروت و سرزمین‌های تحت نفوذ و تملک خود را که به وسیله قطب مقابل، یعنی حکومت انجام می گرفت، از دست می داد.

براین . ر . ویلسون از دین پژوهان معاصر در این باره می گوید:

تعبیر سکولاریزاسیون در زبان‌های اروپایی اول بار در معاهده سال ۱۶۴۸م وستفالی به کار رفت و مقصود از آن توضیح و توصیف انتقال سرزمین‌هایی به زیر سلطه اقتدارات سیاسی غیر روحانی بود که پیش تر تحت نظارت کلیسا قرار داشت. در آن ایام واژه یا تعبیر سکولاریس در بین مردم متداول بود، و تمییز میان «sacred» (مقدس و دینی) و «secular» (دنیوی یا عرفی) که اجمالاْ در حکم تمییز و تفکیک مفاهیم مابعدالطبیعی مسیحی از همه اشیا و اموری بود که این جهانی یا غیر مقدس و ناسوتی تلقی می‌شدند، تداعی کننده قول به برتری امور و مفاهیم مقدس یا دینی بود.۲

وایتسکر نیز همین اصطلاح اولیه را ذکر می کند و متذکر می‌شود که بخشی از اموال کلیسا به مردم منتقل شده بود:

سکولاریزاسیون مدت  مدیدی مفهوم قضایی بود که بر انتقال اموال کلیسا بر مردم عادی دلالت داشت. این چنین بود که مردم فی‌المثل از صومعه سکولاریزه [صومعه‌ای که از مالکیت کلیسا خارج شده] سخن می‌گفتند.۳   

 


۱. ر.ک:«سکولاریزاسون چیست؟»، مجله نامه فرهنگ ، شماره ۲۲ ، ص ۳۷

۲. براین . ر . ویلسون، فرهنگ و دین، ویراسته میرچا الیاده، مقاله جداانگاری دین و دنیا ص ۱۲۴

۳. ر . ک: ژان پل ویلم، جامعه شناسی ادیان، ص۱۳۹