اصل نبوت مورد پذیرش تمام فرق و مذاهب اسلامی است. بر اساس این اصل خداوند جهت راهنمایی انسانها٬ از بین آنان افرادی بر انگیخته تا به هدایتشان بپردازند. از برخی آیات قرآن بدست می آید که جامعه بشری دورانی را سپری نمود که در آن از تکلیف و تعهد برای انسان خبری نبود.۱ در این دوران که قبل از بعثت حضرت نوح(ع) بوده است٬ مردم مطابق درک و تشخیص فطری خود زندگی می کردند و سروکاری با دین و شریعت نداشتند. اما با فازونی جمعیت بشر و گسترش جامعه٬ به تدریج این اختلافات اولیه یا فطری بروز پیدا کرد و بشریت نیازمند عواملی شد تا نسبت به رفع این اختلافات ٬ نقش خود را ایفا نماید. در پی این نیاز٬ فصل جدیدی در زندگی بشر گشوده شد و با بعثت پیامبران٬ انسانها با کتاب و میزان و در نتیجه تعهدو تکلیف اشنا شدند. البته بعثت انبیا با توجه به ادعای انان که خود را فرستادگان الهی می نامیدند٬ به راحتی مورد پذیرش انسانها قرار نگرفت٬ به ویژه آنکه در بسیاری از موارد٬ تعلیمات پیامبران با منافع برخی از افراد و نیز سنن رایج بشری اختلاف و تعارض داشت. از اینجا بود که پیامبران جهت اثبات حقانیت خود و اقناع مخاطبان خویش٬ معجزاتی ارائه کردند٬ گرچه این امر نیز در بسیاری از موارد مانع تکذیب منکران نبود. 

نکته دیگر که از آیات قرآن استفاده می شود٬ آن است که پیامبران الهی از نظر مقام یا مسئولیت اجتماعی در یک سطح قرار نداشتند. برخی صاحب کتاب آسمانی بودند و شریعت مستقلی را پایه گذاری کردند٬ اما برخی دیگر ماموریت یافتند تا به تبلیغ دین قبل از خود بپردازند. کاربرد واژه های «رسول» و «نبی» نیز در قرآن معرف اختلافی است که بین پیامبران وجود داشته است. با آنکه بر اساس آیات قرآن٬ نمی توان امتی را تصور کرد مگر آنکه پیامبری به خود دیده است. اما از این انبوه بی شمار پیامبران تنها پنج تن به عنوان پیامبران اولواعزم بر انگیخته شدند و هر کدام دین جدیدی برای جامعه بشری به ارمغان آوردند و آنها نوح(ع)٬ ابراهیم(ع)٬ موسی(ع)٬ عیسی(ع) و حضرت محمد(ص) هستند. 


۱. در سوره بقره٬ ایه ۲۱۳ می فرماید:« مردم به صورت امت واحدی زندگی می کردند تا آن که خداوند پیامبران را به عنوان عاملان بشارت و اخطار جهت انسانها بر انگیخت» ر.ک: تفسیر همین آیه از تفسیر المیزان٬ج۲٬ص۱۵۳