ج_ وحی
۱. وحی مستقیم که در آن پیامهای الهی به صورت مستقیم بر دل پیامبر افکنده شود.
۲. وحی با واسطه که در آن پیامهای الهی از طریق فرشته وحی بر پیامبر خوانده شود.
۳. وحی از پس پرده که در آن سخن خداوند از طریق پرده یا حجابی چون کوه یا درخت یا... به گوش پیامبر برسد.
از این سه نوع وحی٬ در سوره شوری سخن به میان آمده است۱ ٬ ضمن آنکه خواب و رویای برخی از پیامبران نیز مصداقی از وحی به شمار رفته است که در برخی موارد پیامهای خداوند را از طریق خواب دریافت می کرده اند.۲
به طور کلی وحی پیامبر را از غیر پیامبر متمایز می سازد. خداوند به رسول خود می فرماید: « بگو جز این نیست که من هم بشری مانند شما هستم٬ ( با این تفاوت ) که به من وحی می شود که خدای شما خدای واحدی است»۳ یا در آیه دیگر آمده است:« بگو من به جز از آنچه به من وحی می شود٬ پیروی نمی کنم.»۴ یا از آیات دیگر قرآن به دست می آید که وحی نیز همانند اعجاز٬ در اختیار پیامبر نیست٬ بلکه رابطه ای یک طرفه است که از جانب خدا به سوی پیامبر بر قرار می شود. این که وحی چه ماهیتی دارد٬ هنوز برای بشر روشن نیست. فلاسفه مادی وحی را نوعی نبوغ یا ترجمان افکاری می دانند که در ضمیر پیامبران بوده است و در شرایطی بر زبان آنان جاری شده است. اما قرآن که حاصل وحی است٬ از جهات فراوانی نقض کننده این توجیه است. زیرا در قرآن حقایقی در مورد گذشته و آینده جهان ذکر شده است که در علم هیچ انسانی٬ از جمله رسول الله (ص) ریشه ندارد.۵ علاوه بر آن از آیات قرآن به دست می آید که پیامبر خود در مقابل وحی منفعل بوده است و در نزول اراده و ابتکار عملی از خود ندارد. نکته دیگر آن که وحی از نظر تاریخی پدیده مستمری است که تمام پیامبران الهی از آن بر خوردار بوده اند و مردم در طول تاریخ با محتوای آن سر و کار داشته اند. در سوره نساء آمده است:« ما به تو وحی کردیم٬ چنان که به نوح و پیامبران بعد از او نیز وحی کردیم٬ ما به ابراهیم و اسماعیل و اسحق و یعقوب و اسباط (فرزندان یعقوب)۶ و عیسی و ایوب و یونس و هارون و سلیمان وحی نمودیم و به داود کتاب زبور را عطا کردیم.»۷
از رهگذر وحی٬ علم پیامبران (به ویژه در امور غیبی) علم خاصی است که از سوی خداوند به آنان افاضه شده است. قرآن در مورد ریشه سخنان پیامبر(ص) خطاب به مشرکان می فرماید:« مصاحب شما گمراه نیست و از روی هوا و هوس هم سخن نمی گوید. سخنان او چیزی جز وحی نیست که (از جانب خدا) به او وحی شده است.»۸ و خطاب یه شخص رسول الله نیز می فرماید:« ما بهترین سرگذشت را ( که سرگذشت یوسف است) بر تو می خوانیم چرا که قرآن را بر تو وحی می کنیم٬ هر چند که قبل از نزول آن٬ تو نسبت به این سرگذشت از جمله بی خبران بودی.»۹
یادآوریم که پیامبران الهی نسبت به سایر مردم ویژگی های دیگری هم داشته اند و با توجه به آنها از نظر تاریخی نقش غیر قابل انکاری در تحول جوامع بشری ایفا کرده اند که در اینجا جهت اختصار ازبیان آن خودداری می کنیم. تنها یادآور می شویم که این ویژگیها٬ مواردی مانند « استقامت بی مانند در مسیر هدف» ٬ «ایمان قوی به کار و نتیجه ی آن»٬ «خلوص نیت در مسیر دعوت»٬ «اخلاق حسنه در برخورد با مردم»٬ « رهبری و سازندگی در عرصه اجتماع» و بالاخره « درگیری و مبارزه با ستمگران و طاغوتها» بوده اند.۱۰
۱. آیه ۵۱
۲. همچون حضرت ابراهیم(ع) در فرمان ذبح اسماعیل (سوره صافات٬ آیه ۱۰۲) و رسول خدا در خوابی که در مورد فتح مکه دید و جریان این خواب در آیه ۲۷ سوره فتح آمده است.
۳. سوره کهف٬ آیه ۱۱۰
۴. سوره انعام٬ آیه ۵۰
۵. جهت اطلاع بیشتر از توجیهات مادی درباره وحی و پاسخهای آن٬ ر.ک: قرآن در اسلام٬ علامه طباطبایی٬ ص ۱۰۵ تا ۱۲۶.
۶. این اسباط با فرزندان ۱۲ نفر بوده اند.
۷. آیه ۱۶۳
۸. سوره نجم٬ آیات ۲و ۳
۹. سوره یوسف٬ آیه ۳
۱۰. ر.ک: مقدمه ای بر جهان بینی اسلامی٬ ص ۱۴۷ تا ۱۵۹