![]() |
راه یافته |
![]() |
|
ج _ برقراری عدالت اجتماعی در جامعه
|
|
هدف دیگری که در بعثت انبیای الهی قابل توجه است٬ مسأله به پا داشتن قسط و عدالت اجتماعی در جامعه است. در این مورد قرآن می فرماید:« به تحقیق ما رسولان خود را با «بینات» (دلایل روشن) فرستادیم و همراه آنان کتاب (آسمانی) و میزان (یا وسیله سنجش حق و باطل) نازل کردیم تا مردم به عدالت قیام بنمایند...»۱
در این آیه مقصود از «بینات» همان معجزات و دلایل عقلی است که انبیا جهت قانع ساختن مردم ارائه می کردند. منظور از «کتاب» همان کتب آسمانی است که بر رسولان الهی نازل شده است و بالاخره تعبیر«میزان» عبارت از هر چیزی است که اعمال انسانها را می توان با آن سنجید و آن احکام و قئانین الهی و یا آیین او به طور کلی است که معیار سنجش نیکیها و بدیها و ارزشها و ضد ارزشهاست.۲ قبل از ارائه تحلیل در باره این آیه٬ لازم است به ذکر نکته ای در مورد ابتدا و انتهای آیه مبادرت کنیم. در ابتدای کلام الهی٬ از بعثت پیابران و مجهز بودن آنان به دلایل روشن و نیز و نزول کتاب و میزان سخن به میان رفته است٬ اما در انتهای آیه مردم به عنوان عامل اجرای عدالت ذکر شده اند و ایم مطلب خود تاکید بر نقش تربیتی انبیای الهی دارد و در سایه تزکیه روحی و تربیت معنوی است که انسان می تواند خود در اجرای عدالت پیش قدم باشد٬ گرچه نقش انبیای الهی نیز به عنوان آورندگان قوانین و مربی انسانها٬ انکار ناپذیر است. پس از ذکر این نکته٬ به مواردی در مقام تفسیر و تحلیل آیه شریفه اشاره می شود: ۱. تردیدی نیست که انسان موجودی اجتماعی است و آحاد انسانها ترجیح می دهند تا ضمن ارتباطات متقابل و ایجاد مناسبتهای اجتماعی بین یکدیگر٬ به تامین نیازمندیها و تحصیل منافع بپردازد و به عقیده مرحوم علامه طباطبایی:« انسان چاره ای ندارد جز آنکه به صورت اجتماعی زندگی کند.» ۳ ۲. انسان در عین حال موجودی استخدام طلب است به این معنی که هر انسانی مایل است تا امکانات و مواهب طبیعی را هرچه بیشتر در تملک خود درآورد و جهت تأمین نیازمندیهای حال و آینده خود از آنها استفاده کند.۴ ۳. با توجه به دو مطلب فوق٬ ظهور پدیده ای به نام اختلاف بین انسانها٬ امری بدیهی است٬ به ویژه اگر در نظر بگیریم که در برخی از مناطق٬ امکانات و موهب طبیعی محدودیت داشته و نیاز عمومی بیش از امکانات باشد٬ انگاه بدیهی است اختلاف پدید آمده٬ از طبیعت انسانها ناشی می گردد. ۴. با به پیدایش اختلاف بین انسانها٬ نیاز به قانون یا قوانینی که بتواند رفع کننده ی اختلافات باشد و در س را در رساندن به حقوق خود یاری کند٬ نیازی ملموس و اساسی خواهد بود. ۵. انسان نمی تواند تدوین کننده قوانینی برای رفع اختلافات باشد٬ زیرا قوانین بشری نارساییهای بسیاری دارد که دو مورد آن به شرح زیر است: اول: دانش و بینش انسانها( در شناخت نیازمندیها و رفع اختلافات) محدود و نسبی است و بالطبع تنظیم قوانین جامع و دقیق از قدرت بشر خارج است. تغییر و اصلاح مکرر قوانین بشری هم علتی جز این ندارد که قانونگذار در زمان تدوین قوانین به نیازهای آحاد جامعه احاطه و تسلط ندارد و ضعف بسیاری از قوانین تدوین شده در مقام اجرای آن روشن می شود. دوم: به طوری که مرحوم علامه طباطبایی توضیح داده است تدوین قوانینی که رفع کننده ی اختلافات بشری باشد٬ از نظر اصولی از عهده ی انسان خارج است٬ زیرا اختلاف های موجود بین بشر نیز از طبیعت و عقل انان سرچشمه می گیرد. از این جهت طبیعتی که خود عامل و منشأ اختلاف باشد٬ در همان حال نمی تواند رافع و بر طرف کننده ی اخلاف قرار گیرد. به عبارت دیگر٬ وجود حس استخدام طلبی و منفعت گرایی فردی و گروهی در انسان مانع خواهد گشت که وی بتواند به تدوین قوانینی عادلانه و جامع توفیق پیدا کند.۵ از مطالب ذکر شده نتیجه گیری می شود که نیاز انسان به وجود پیامبران ( چه در موضوع دست یابی به قوانین عادلانه و چه در اجرای آن قوانین) نیازی حتمی و اجتناب ناپذیر است. قوانین الهی که مبدأ حکیمی سرچشمه گرفته٬ بی شک بر احتیاجات واقعی بشر مبتنی بوده است و دلیلی ندارد که پیامبران در ابلاغ یا اجرای آن از منافع فرد یا گروه ویژه ای حمایت کنند. با این بررسی رابطه ی بعثت انبیا با برقراری عدالت اجتماعی در جامعه مشخص می گردد. با توجه به نقش ویژه ای که در سوره حدید در اجرای عدالت اجتماعی٬ برای مردم فرض شده است٬ باید گفت که تحقق عدالت اجتماعی از نتایج و ثمرات مهم بعثت انبیا به شمار می رود که تاثیر ان کم و بیش در جوامع دینی مشهود است. البته در صورتی که مردم از زمینه لازم جهت همکاری با پیامبران برخوردار نباشند٬ آنگاه توفیق انبیای الهی در پیاده کردن عدالت در جامعه٬ توفیقی کم و محدود خواهد بود.
۱. سوره حدید٬ آیه ۲۵ ۲. تفسیر نمونه٬ ج۲۳ ٬ ص ۳۷۱ ۳.تفسیر المیزان٬ ج۲ ٬ ص ۱۸۴ ۴. این مطلب از مرحوم علامه طباطبایی اقتباس شده است. اما شهید استاد مطهری بر این نظریه علامه نقدی مفصل و اساسی دارند که در مقاله ای با عنوان« اخلاق و جاودانگی» آمده است ( کتاب درباره مارکسیسم و نیز یادنامه شهید مطهری). ۵. البته با توجه به نقد شهید مطهری در مقاله « اخلاق و جاودانگی» نمی توان به طور قطع ویژگی انسان را استخدام طلبی دانست و مبنای استدلال را بر آن گذاشت. |
|
2 نوشته شده در
سه شنبه چهاردهم تیر 1384ساعت 20:59 توسط کاشف |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
این وبلاگ به منظور بیان یک سری مسائل در مورد دین مبین اسلام راه اندازی شده است. و قرار است به امید خدا اول به مسائل کلی دین پرداخته و بعد وارد مسائل حدیث و فقه شیعه و سنی شویم. که البته تقریبا هر هفته پیرامون موضوع خاصی بحث خواهد شد.
موضوع: بررسی وجوه اعجاز قرآن کریم لطفا سوالات و پرسش های خود را پیرامون موضوع مطرح کنید. هر گونه کپی برداری مانعی ندارد. |
| نوشته های پیشین |
|
|
|
RSS
|